بیتا

دارم دنبال دوست می‌گردم؛ کسی که بشود با او مسیرهای طولانی را قدم زد و از هر دری سخنی گفت و سخنی شنید و از نگرانی‌ها حرف زد و آرام‌تر شد، بی‌آن‌که قضاوتی، پوسته‌ی ظریف اعتماد آدمی را تهدید کند.

کسی که پیچ و خم‌های این آدمِ خسته از رنج‌های انسان بودن را بلد باشد، عاشق باشد، آگاه باشد، امین باشد، و دلسوز...

دارم دنبال دوست می‌گردم. دلم قدم زدن با چاشنیِ یک گفتگوی بالغانه و آگاهانه و عمیق می‌خواهد. دلم می‌خواهد از این تنهاییِ فربه و لایه لایه، به امنیتِ دستان یک انسان امین و رفیق و آگاه پناه ببرم. کسی که حضورش، پلی برای ارتقای جهان من باشد و حضورم، حال جهان او را بهتر کند.

دارم دنبال دوست می‌گردم، که تنهایی نمی‌توان قدرتمندانه در برابر سرسختی‌های جهان ایستاد و همه چیز را تاب آورد...

من تازه فهمیده‌ام که حضور حداقل یک رفیق حقیقی، برای هر انسانی الزامی‌ست، برای خوب بودن، انگیزه داشتن، رشد کردن، حرف زدن، شنیدن، قدم زدن و آرام شدن...

از کالبد تنهایی‌ام زده‌ام بیرون، درمانده و ناگزیر در تاریکی راه افتاده‌ام، دارم دنبال دوست می‌گردم...

#نرگس_صرافیان_طوفان

نگران توام.

نگران تک تک دقیقه هایی که دور از من زندگی میکنی.

تک تک پلک زدنای که دور از من زده میشه.

نگران تو بودن شده جزوی از من.

حتی نگران خوابتم که نکنه شبی چشمای تو خیس بشه ، نکنه شبی سخت بخوابی.

نبود تو همه جا رو برای من سیاه میکنه.

تو نبودت حتی دلم نمیخواد شیرکاکائو بخورم.

توی نبود تو همه ی گربه های شهر غمگین میشن، گل های شقایق و نرگس بوی خوب نمیدن و پژمرده میشن.

دیگه خون تو رگای من جریان پیدا نمیکنه و آروم آروم همچی به سیاهی و غم تبدیل میشه.

دلنوشته

‏دلتنگی خیلی چیز عجیبیه؛ وسط کاری و حواست به هیچ‌جا نیست، یهو می‌بینی دلت داره چیکه‌چیکه آب می‌شه و می‌چکه و با هیچی نمی‌تونی جلوش رو بگیری. مگر اینکه ی خبری ازش بشه، ی پیامی ازش بگیری، یه چیزی راجبش بشنوی...💔

❤❤❤❤🌹🌹🌹🌹🌹

من روزای بد رو همیشه از ته قلبم حسشون میکنم و قلبم بهم میگه فردا واست هیچ اتفاقی نمیفته و حالت خوبه خوبه با همه اینا فردا بعداز مدتها نماز میخونمو واست آیت الکرسی میخونم ولی نمیتونم به سرعت تو بخونم هنوز😉خیلی دوستت دارم بدون که فردا خوبه خوب میشی جا داره امشب بغلت کنم و کلی موهاتو دست بکشم ولی حیف که ازم متنفری عاشقتم بیتا.

فردا ساعت 7 صبح یه عمل دارم برام دعا کن

دلنوشته

میگن سکوت آدمیزاد بوی دلخوری میده،

پر حرفیش بوی دلتنگی...

من میگم

وای به حال آدم دلخور دلتنگ...

نه میتونه سکوت کنه،نه میتونه حرف دلش رو به زبون بیاره...

همیشه وقتاییکه مثه الان دوسه روز غیبت میزد تهش از زیر زبونت درمیرفت که حالت بد بوده بستری بودی ومن متنفر بودم از اون روزا استرس تمام وجودمو میگرفت هر ثانیش قد یسال میگذشت و من همه دنیامو میدادم که فقط یبار دیگه صداتو بشنوم دقیقن مثل الان. من بهت شک نداشتم من نمیخاستم واست آقابالاسر بازی در بیارم من فقط دوستت داشتم نگران بودم و قلبم داشت میومد دهنم نفسم به زود در میاد. و اینا رو هیچوفت نمیشه ثابت کرد. متاسفم من هنوز ضعیفم خیلی خیلی ضعیف تر از تو هنوز دوستت دارم هنوز نبودنت و حرفات میتونن داغونم کنن هنوز دارم با تک تک لحضاتمون زندگی میکنم و جلوت بی دفاع ترینم...

دلم برات یذره شده بیتا

نه

میشه یسر بری شهر مادریت همون امامزاده ای که قرارشد ده سال پیش فردای عقدمون منو ببری واسه زیارت ببخش حافظم کم شده اسمشو دقیق یادم نمیاد فک کنم عبدالله توش داشت میشه یسر بری اونجا

خستم خیته از همه چی و همه کس

هیچی نمیتونه منو خوشحال کنه

دلم میخواد برم یه جایی که نه بیدار بمونم نه بخوابم نه کسیو ببینم نه با کسی حرف بزنم

دلم میخواد فراموشی بگیرم ازاون فراموشیا که حتی خودتم یادت نمیاد

عشق فقط اونجاش که هی اذیتت میکنه و قلبت و میشکنه باحرفاش بعد بخودت میگی دیگه تمومه دیگه فراموشش میکنم اصلا بره بجهنم.

ولی تهش میگی مگه قرار نبودزنگیمو براش بزارم خب چشمام و اشکامم از منن دیگه فدای چشمای گندش.

آهنگ آدمک از امیر خوش نگار.

تو اشکامو10سال پیش دراوردی الانم بخوای نمیتونی دربیاری🤣

خیالت راحت شد اشک چشمام هنوز بند نیومده الان آروم شدی آرامش به وجودت برگشت اینه همه بالاتر بودنتون؟ الان فرهنگتون میگه منم باید تلافی کنم؟ الان منم اشکاتو دربیارم چیزی عوض میشه.

آهنگ بچه پایین چهار از میلاد غمو تا حالا گوش دادی؟

یه مدتی بغض میکنم چندشبی گریه میکنم چند وقتیم با خدا قهر میکنم ولی باز خودمو جمع میکنم چون نه خدا نازمو میخره نه اشکام خریدار داره نه کسی جز خودم هس که بغلم کنه من فقط خودمو دارم. اینقد با حرفات خنجر نشو بشین به قلب اینو اون بعضیا بی کسن بعضیا تنهان...

....

درسته که شما خصوصی خوندین ما بدبختا دولتی ولی اینقد حالیمه که بتونم معنیه کلمه عذاب وجدان رو بفهمم. نداشتن عذاب وجدانمو تو راحتی روانم میبینم تو بیگناهیم میبینیم تو اینکه همه تلاشمو واسه داشتنت و بدست آوردنت کردمو میبینم خدارو شکر که نتونستم. بعد منت چی چیو سرم میذاری بابای پولدارتو؟ خونه بالاشهرتو؟ این بالا پایینی که ازش صحبت میکنی چیه؟ ببخشید که عاشق یه بچه فقیر شدی ببخشید که یتیم نوازی کردین با خط ایرانسلتون هزینه ها کردین وقت گذاشتین باهام صحبت کردین.پیشنهادم خیلی محترمانه اینه که بروبشین تو مطبت پولتو بگیر ممبعدم اگه واسه کسی کاری کردی اینقد منت سرش نذار. یه نرخ تعرفه هم باخودت داشته باش دلبستن به آدمای پولدار واوناییکه تریلی اتومات و کارخونه قند دارن رایگان و عواقب تا شب و روز کتک خوردن و توهین شنیدن. دلبستن به بچه یتیما و بی پولا هم منت گذاشتن تا ابد روسرشون خوردشون کردن شکستن غرورشون و تا آخر عمر چزوندنشون.

اگه زورم میرسید میسپردم بهت یدونه اسکار بدن که دیگه اینقد منت بالابودنتو سرم نذاری.

اگه همین چند کلمه تو اینترنتم که قلبمو آروم میکنه کسر شانه واست نوشتنش میرم گم میشم ولی خواهش میکنم به هیشکی بخاطر شرایط مالی و اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی توهین نکن بعضی چیزا رو خدا داده.

کاش خدایی که مارو اینجوری وابسته هم کرد یکاری کنه عاشق یکی همقد یا بالاتر خودت بشی باهاش ازدواج کنی خوشبخت بشی و برات کسرشان نباشه.

خیلی دوستت دارم ولی همیشه جیگرم از دستت خونه.

عذاب وجدان و تو بدهیو کار کردن میبینی؟

هه اینه طرز فکر تو.....

من و تو کلا باهم از اول فرق داشتیم من درحد تو خودمو کشوندم پایین اما لیاقت نداشتی

لیاقت اینو نداری که الان بخاطر توعه این حالم کلی درس خوندم بجای اینکه بشینم مطبمو پولمو دربیارم خیابونا رو میچرخم

دنیای عجیبیه

اونیکه به منوخانوادم برات بدمیگفت خواهرشو گرفتن با یکی دیگه شوهرش طلاقش دادخودشم با زن داییش گرفتن الانم میخاد با یه دختره لال ازدواج کنه چون باباش خرپوله. بابای زهرا هم که تا پارسال سفارش میکرد که اگه دخترشو بگیرم بهم پول و خونه وهرچی که بخام میده فاطیم که....

من از تو چاهی که برام کندن به هر بدبختی بود اومدم بیرون ولی تف تو دنیای که تند تند حرف زدنای تو توش نباشه.

عذاب وجدان!!! الان تنها حسی که تو وجودم نیست همینه. بدهیامو دادم دارم کار میکنم خرک خودمو مادرمو داداشمم دارم میدم دودو مشروبو همه چی رو هم گذاشتم کنار. اون روزایی هم که آلمان بودی فک کنم ساعت نه و خورده ای دقیقه بود که آخرین مسیجتو دادی تو اولین روزای مردادماه آره خوب یادمه داشتم دق میکردم. اونروزا میرفتم بنایی ساعت به ساعتشو نوشته بودم اینجوریم آغاز میشد مثلا به نام خدا بیست واندی روز فراق دارم دق میکنم از رفتنت. امروز فلان روز ازژوئنه فلان روز از ذی الحجه هس فلان روز از شهریوره کارگرم فلانیه قراره خونه فلانی سرامیک کار کنم تهشم یه دوبیتی از شاعر مورد علاقم رهی معیری یا آقای ابوالخیر مینوشتم. یادمه وقتی اومدی مجبورم کردی چندتا صفحشو برات بخونم تهش گریت گرفت گفتی بسه تا چند وقت پیشم بود دفتره خانواده برا بخندن از روش بلند بلند میخوندن و میخندیدن.اصلن برام مهم نیست چی فکر میکنین راج بهم من دوستت دارم چون اینکه کارگر بودمو بی پول برات مهم نبود چون دلتنگم میشدی چون نفس میکشیدی زنده میشدم چون شب بخیرات همه زندگیم بودصدای خندهات لجبازیات حسودشدنات یا حتی گریه کردنات من روانیه دوس داشتن تو بودم هنوزم جونم درمیره اگه خار به دستت بره.

هرگز پشیمون نمیشم

پشیمون نیستم

من الانو تو باعثش شدی الانم داری از عذاب وجدان خفه میشی هرکار کردم اصلا و ابدا پشیمون نیستم چون تو ده برابرشو سرم اوردی وقتی آلمان بودم با همون فاطی به قول خودت زیبا رو جیک تو جیک بودی درصورتی که من داشتم از دلتنگی تو بالا میاوردم

من بخاطر هیچ کارم پشیمون نیستم

نخیر عزیزم اون گذشته من بود که اشتباه بود من ذاتم بد نبودواسه هیچ احدی بدنخاستم من شرایطم افتضاح بود من تنها بودم به دود سیگار پناه آورده بودم من بابام کارگر بود تازه مرده بود من کارگری میکردم دسشویی و راه پله میشستم اسباب کشی میکردم تا بتونم درسمو بخونم یکی دوماهی از فوت بابام میگذشت زهرا چندباری زنگ زده بود واسه احوال پرسیو دلداری یبار بدون هیچ مقدمه ای ازش خاستگاری کردم واونم دقیقن بهم گفت چی تو خودت دیدی چی داری اصلن وخیلی مزخرفات دیگه و دیگه ماهیچ وقت باهم حرف نزدیم مگه خیلی اتفاقی تو مهمونیی جایی.واما بقول تو فاطی گدا اون هیچوقت چشماش چپ نبود زشتم نبود چندباری حرف زده بودیم مسیجم بهم داده بودیم میگفت دوسم داره من سعی کردم قانعش کنم که دوسش ندارم که بدرد هم نمیخوریم از اینجا به بعدش تو تو زندگیم بودی اولین بار من خودم بهت راجه به اینو خواهر بزرگترش گفتم. گفتم که کلافم کردن راجع به زهرا هم خودم بهت گفتم شمارشونم از خودم گرفتی. من باهیچ جنس مونثی نخابیدم نخاهمم خابید همه چی علیه من بود نمیتونستم خودمو ثابت کنم مثه اینکه با چاقوی خونی کنار یه جسد افتاده باشی حالا بخای ثابت کنی قاتل تو نیستی من قسم خوردم داد زدم فحش دادم حتی تن گرفتم تا ببخشیمو داشته باشمت ولی تو فقط به انتقام فکر کردی. من تنها بودم بدهکار بودم خیلی وقتا پول سیگارمم نداشتم من شبای سختی رو گذروندم یادته عکساتو با ارسلان میذاشتی پروفایلت یادته پشت خطت میموندم و لاومیترکوندی با رضا یادته با هادی دوست بودی و موقع خاکسپاریه دامادمون باهم حرف میزدین. یادته رو تخت بیمارستان بودیو من هیچ راه ارتباطی واسه پرسیدن حالت نداشتم و فقط میتونستم گریه کنم من شبای زیادیو با ستارهامون حرف زدم با نباتی حرف زدم حتی یه پیج تو اینستا به اسمت ساخته بودمو از طرف تو باخودم حرف میزدم. من عاشقت بودم عزیزترین انسان تو زندگیمی اینقد ازت رنجیدم که نمیخام هیچوقت داشته باشمت و مال من باشی ولی دق میکنم اگه بخاد یه مو از سرت کم بشه نمیتونم ببینم داری خودتو داغون میکنی

خخخخخخخخخخ اشتباه کردی که مصرف نکردی

نه هیچوقت دیر نیست فقط کافیه بخای منم الان هشت نه ماهه که هیچگونه مخدری استفاده نکردم

خیلی دیره برای این حرفا جواد

سلام.

من از دیشب تا الان خوابم نبرده و هزار بار نوشتمو پاک کردم و تهش به این نتیجه رسیدم که بهت التماس کنم خواهش کنم بس کنی این لجبازی بچه گانه رو من واقعن قلبم داره آتیش میگیره وقتی میبینم داری زندگیتو داغون میکنی من دارم از درون میسوزم من حالم برات بده من دوستت دارم لعنتی توروخدا بسه برداشتی تبر داری میزنی به ریشه زندگیت خدا لعنت کنه منو که اومدم توزندگیت من بد بودم لاشی بودم خب ولم کن تنهام بذار اصلن باز جلوم با یکی دیگه باش آتیشم بزن باز تحقیرم کن تو که همه نقطه ضعفای منو از بر داری ولی این کارو باهام نکن لعنتی دیدن ذره ذره جون دادنت دیدن نابود شدنت بد کوفتیه عوضی من طاقتشو ندارم من مرد این میدون نیستم سیگارو دود برات سمه لعنتی تو ریه نداری من نمیخام تو دنیای باشم که تو توش نفس نمیکشی تو که اینقد دوسم داشتی که اینجوری بخاطر گذشته ای که تو توش نبودی ضربه خوردی خب پای انتخاب غلطت میموندی درستم میکردی آدمم میکردی من که با یه تهدید خدافظی لال میشدم عین موم بودم تو دستات خفه میشدم هرکاری میخاستی انجام میدادم از ترس از دست دادنت. بیتاجان عمرمن عشق من خانوم من جان من قلبم نکن این کارو بخدا بسه من غلط کردم اومدم توزندگیت میرم گم میشم فقط خوب شو التماست میکنم😭😭😭😭😭

آره یادم نبود یه سالی بود گفته بودی گم شم ببخش فضولی کردم.