با دقت بخونین.

اینجا نقطه تلاقیه فرهنگهای متضاده که در واقعییت هیچگونه شانسی بین ما آدما نداره یه پسر عاشق روستایی که دستاش خالیه نه پارتی داره و نه ثروت و هرچز هم بگه متهم به سو استفاده ودروغ و چشم دوختن به امواله طرفه و یه دختر بالا شهریه که هرچی بپوشه و با هرکی حرف بزنه یا بخنده متهمه به هرزه گی و فاحشگی و این شده دید اکثر افراد جامعه به هم. ولی ما اینجا همو داریم فارغ از دید افراد بی فرهنگ و فراری از اقوام ما اینجا ماله همیم و عاشق همیم حالا هرکی هم که حالش بهم میخوره یا نیاد وبمون یا میتونه بره دکتر خودشو ویزیت کنه.

من عاشق زنمم(بی تا) و میمیرم براش.

عجب

خدافظی

دارم میبوسم هوایی رو که تو داری توش نفس میکشی بوسیدم دستای کوچولوتو پیشونیتو از دور بدون خیلی دوستت دارم مواظب خودت باش زیبای من عروس رویاهای من🌹🌹🌹🌹🌹🌹

خورشیدم طلوع کرد

آهنگ شب آخر از همیم

آهنگ عشق یعنی از فرزاد فرخ

یادگاری

مثلن فک کنی اینارو آوردم بهت یادگاری بدم

خزر

واما خود خزر

زیبایی

پل چشمه کیله یا سبزمیدان

طبیعت

خیلی زیباس

خداوکیلی🙄🙄🙄

خداییش کی فکرشو میکرد اونجوری شرجی باشه بعد باذون بیاد منم مثه احمقا برم زیرش خیس بشم که مثلن کسی نفهمه چشام خیسه بعد الان باد شدید بیاد توا سرد بشه😂😂😂

یعنی دمت گرم خدا

دلنوشته.

ناموسن یکی هم نبود بهم بگه خداییش چی تو خودت دیدی چی پیش خودت فک کردی!!! فک کردی مثلن میدووه میاد آره عزیزم بیا باهم بریم گشت عاشقانه بزنیم یا بشینیم رو یه نیمکت از عشق بگیم!!!

فقط یه احمق میتونه با خودش شرط ببنده که کی اول دست اون یکی رو میگیره فقط یه احمق میتونه فک کنه دختری ک خرج یروزش قد خرج یسالته کارشو ول میکنه میاد باعات قدم بزنه.

دلنوشته

اینا هم مثه من جا نداشتن خیس شدن زیر بارون فک کنم اینام عاشق یکین

آخ جون نم نم بارون❤❤❤❤

دلنوشته

امشب اینجا هوا عجیب شرجیه میخام امشب و تا صبح پیاده روی کنم واسه تکرار خاطرات نگاه کردن به خونه هایی که توشون کارگری کردم تا خرج درس خوندنم دراد من خیلی وقتا تنها بودم ولی امروز غریب و تنها بودم به هوای عشقی دل زدم به راه که گفت حاظر بخاطرم خیابون به خیابون دنبالم بیاد.

هنوزم عاشقشم هنوزم میمیرم براش کاش خدا میکرد حالش خوب میشد بخدا یه زندگی عادی حقش بود تو دنیابمیرم براش که روش نشد ببینمش اینجوری بمیرم برا چشمای خوشگل و نازش که مژه هاش میریخت تو چشماش همیشه ولی ایندفه مژه نداشت....

دلنوشته

با دنیا عوضم نمیکرد عاشقم بود میخاست منو به دنیا نشون بده حتی یه زمانی میگفت عاشقتم به قیمت هرکار که تو بگی کنم میخاست آسمون و زمینو برام بدوزه بهم میخاست تا شیراز برا دیدنم بیاد ولی هوا گرم که بود از ولنجک تا ترمینال جنوب بیشتر نتونست بیاد.

رفتم از شهرتون

قصد مزاحمت نداشتم امروز احساس غربت زیادی داشتم دلم گرفت گریه کردم هوای شهرتون خیلی سنگین بود قدیما هروقت دلم میگرفت دستامو حلقه میکردم دور زانوهام و سرمو مینداختم پایین بی صدا گریه میکردم بابام بهم میگفت اینکارو نکن شبیه بچه یتیما میشی امروز شبیه بچه یتیما شدم.

ببین از ولنجک تا ترمینال جنوب چقدر مسافته و ازکجا کوبیدم اومدم کجا

با این حال مریضم تو این گرما و این شلوغی تا پایین شهرم دنبالت اومدم

این ده یازده سال با فکرات این رابطه رو به اینجا کشیدی تعجب نکردم🙂

خودتو مسخره کردی؟ خیابون به خیابون دنبالت بیفتم

بروبه کارات برس

واقعا خودتو سرکار گذاشتی یا منو

تو ترمینال جنوبم با یهx55proمشکی

اما تورو نمیبینم کجایی رسیدی یا چی

برم نرم چیکار کنم

الوووووووووووووووووووووووووووو

باید تا الان دیده بودمت

کجایی؟

الان کجایی؟

باشه

صد کیلومتر دیگه مونده تا تهران.

الان کجایی؟