دلنوشته.
دلم گرفت گفتم چند خطی بنویسم شاید آروم بشه دلم.
میدونی بیتا تو زیباترین نبودی حتی خیلیم بداخلاق بودی ولی من میمیرم برات هنوز اسمت بیاد قلبم آتیش میگیره نمیدونم اسیر خاکی کانادایی کجایی ولی میدونم فراموشم کردی و خیلی وقته وب نمیای و همچی تموم شده ولی تو دوای دردمی تورو بیشتر از خودم دوست دارم هنوزم کاش هرجا باشی دیگه غم نباشه...
زیر خاکم باشی قلبم برات میزنه هلهله....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 10:29 توسط من
|
