دلنوشته.

دلم گرفت گفتم چند خطی بنویسم شاید آروم بشه دلم.

میدونی بیتا تو زیباترین نبودی حتی خیلیم بداخلاق بودی ولی من میمیرم برات هنوز اسمت بیاد قلبم آتیش میگیره نمیدونم اسیر خاکی کانادایی کجایی ولی میدونم فراموشم کردی و خیلی وقته وب نمیای و همچی تموم شده ولی تو دوای دردمی تورو بیشتر از خودم دوست دارم هنوزم کاش هرجا باشی دیگه غم نباشه...

زیر خاکم باشی قلبم برات میزنه هلهله....

دلنوشته.

میتونی بگی کم آورد بازم دلش نازک شدو گریه کرد با اشک نوشت یا بگی خره هر چی میخای بی محلش کن بازم مینویسه ولی من الان دلم گرفته برات هیچی خوشحالم نمیکنه جز شنیدن صدات میخام ننویسم یذره ای هم که شده محکم باشم بیتا ولی نمیتونم مثه تو باشم من زود دلم تنگ میاد زود اشکی میشم زود کم میارم شکستن من خیلی راحته هزار و اندمین پیروزیت مبارک...