عشق

‎شنیدی که میگن فلانی رو خیلی دوست دارم، اما هیچ وقت سهم دل من نمیشه!

‎بعضی وقتا سخت ترین قسمت عشق همین ممنوعه بودن آن است ،که یک نفرو با تموم وجودت میخواهی اما خوب میدانی محال است دستهایتان به یکدیگر برسد....

‎راهی نیست جز اینکه مظلوم و صبور نگاه کنید

‎که جلوی چشمهایت به راحتی دارو ندار یک نفر دیگر بشود،، ((دوستت دارم به معنای واقعیی ))

درد بی درمان

بعضی دردا هیچ راه درمونی نداره مثلن یکیش عشق و دلتنگی بعضی وقتا جوری یقتو میگیره که هرچی میخای گریه کن با عکسش حرف بزن ببوسش از رو عکس مگه این بغض لعنتی کوتاه میاد و دست از سرت برمیداره تنها راه درمونش فقط مرگ و مرگ.

دلنوشته...

یوقتایی هس میون همه روزمرگیات یهو میاد تو ذهنت و تو دلت میگی خدایا یعنی الان حالش چطوره؟؟؟!!!!! 😔😔😔😔

چقدر سخته بمیری براش ولی نتونی که داشته باشیش چقد سخته بدونی به توکه از جونش براش عزیزتری رحم نکرد به خودش که دیگه قطعن رحم نمیکنه

کاش ما آدما قدر چشمایی که بخاطرمون خیس میشن و بیشتر میدونستیم کاش راه جبرانی بود کاش همه چی برمیگشت عقب....

عشق.

عشق کلمه سختیه و وقتی میفهمی عاشقش شدی که دیگ همه چی رو باخت دادی مثلن یه عمر عذابت میده چشماتو میکنه کاسه خون بی توجهیاش توهیناش دلت رو تیکه تیکه میکنه لذت میبره از عذاب کشیدنتا ولی دلت نمیاد چشماش خیس بشه. یه عمر بخاطرش سیگار میکشیا ولی میمیری وقتی که میبینی سیگاری شده وجودت آتیش میگیره وقتی میبینی داره بد میشه داره راه بد میره کارایی میکنه که دوراز شخصیتشه زنده بگور میشی وقتی کارایی رو انجام میده که واسه سلامتیش ضرر داره حاضری هر کاری انجام بدی که سیگار نکشه مثل چرت دهن نباشه هرکیو هرجایی نباشه چایی نخوره قهوه نخوره مشروب نخوره گرمی و گردو نخوره و همیشه دلواپسشی میمیری اگه تب کنه ولی بدتر از همه اینا اینه که هیچ کاری از دستت برنیاد و بمیری براش و فقط براش دعا کنی. هر وقت به این نقطه رسیدین یعنی همه چی رو باخت دادین بهش.... 

من یه بازنده ام.... 

قلم.

امروز قلمم با دل تنگم همراه شدن واسه گفتن از تو ب ی ت ا گفتن از تمام حسرتهایی که تو قلبم یکی یکی دارن عقده میشن عقده گرفتن دستات و پیاده روی تو خیابونی که انتها نداشته باشه واسه نفس کشیدن کنار تو واسه هیچوقت نخابیدن و زل زدن بهت واسه سر تا پا گوش شدن واسه شنیدن حرفات و تندتند حرف زدنای تو چرا تمام زندگیه من متوقف شده جوری که انگار فقط تورو کم داره. 

دلتنگی

دلتنگی واژه وصف نشدنییه از قلبت که دیگه واسه تو نمیتپه از مغزت که دیگه به چیزایی که قراره فکر نمیکنه از خوابت که آشفتس از دلت که شور میزنه و از بغض لعنتیت که دائم گرفتس و از چشمات که همیشه خیسه. چجوری میشه بهش فهموند که چقدر دوسش داری و چقدر نفس کشیدن بدون اون سخته چرا تمام کلمات اینقدر ضعیف و ناتوانن چرا هیچ واژه جدید و قوی وجود نداره واسه گفتن کلمه بیتا. جوری دلت هواشو میکنه انگار مرفین تریاکه انگار آخرین نخ سیگارته که گمش کردی انگار آخرین پیکیه که دلت نمیاد بری بالا تا تموم نشه چرا با نبودنش یه عالمه تاریکی و دلشوره میره تو قلبت اینهمه بی قراری برای چیه چرا هیچ دغدغه فکری و هیچ زیبایی دلبرانه ای تو عالم امکان جایگزین تو نیست ب ی ت ا. چجوری اومدی تو قلبم و با روان و روح و خونم یکی شدی که ده ساله یه آب خوش از گلوم پایین نرفته بجز ثانیه به ثانیه های بودنت که شیرین طعم جهان هستیه. خیلی دلتنگتم بی معرفت. 

دلم برات یذره شده لعنتی😭😭😭