😐

سلام میبینی از اول صبحی چشمام خیسه واسه دوست داشتنت ولی دیگه از خدافظی نمیترسم دیگه التماس نمیکنم واسه موندنت. الان این مهم نیست که من اون کارو کردم یا نه چون هیچ چیزی رو تغییر نمیده مهم اینه من هرچی داد زدم قسم خوردم حتی فحش دادم هیشکی حرفمو باور نکرد تو انتقامتو گرفتی از تمام نقطه ضعفامم واسه ضربه زدن استفاده کردی بی پولیم شرایط زندگیم احساسم دوست داشتنم عشقم از هر راهی که از دستت اومد کوتاهی نکردی به قول اینجاییا هر سگی داشتی ول کردی. اون فقط قبل از اومدنت تو زندگیم چندبار دستمو گرفته بود و از عشق و علاقش گفته بود جز این هیچی بین منو اون نبود.

دیگه نمیخام که بهت برسم ولی خداییش هر تیری ارزش شلیک نداره هیچوقت واسه ضربه زدن به کسی از چیزایی که کار خدا بوده استفاده نکن شرایط زندگی محل زندگی یا نژاد هیچکدومشون دست خود آدم نیست. من تو شرایط بد بدشدم بد بودنمو بد دهنیامو هیچوقت دوس نداشتم دارم میجنگم که خوب باشم مهم نیست چقد بتونم مهم اینه دارم همه زورمو میزنم.

قد همه دنیام قدهمه ستارهای نداشتم و همه آرزوهای محالم دوستت دارم عشق محال من. تورو خدا مواظب خودت و سلامتیت باش🌹

😐

مشکلمون اصلن قبول کردن من نیست من که هرچی تاحالا گفتم رفته شورای تشخیص نظام زیر نظر آیت العضما اری خان یا دروغ تشخیص داده شده یا واسم حکم بریدین. انتقامتو گرفتی هرضربه ایم که تونستی زدی دمتم گرم ولی خداییش میخام یبارم که شده باهاش بخوابم ببینم اصلن مزش چیه چوب چیو خوردم اینهمه سال

میدونی مشکل ما اینه که تو اصلا قبول نداری که اشتباه کردی و زندگی منو به گند کشیدی

بهتره دیگه اینجا هم نیایم

بدبختی خودم برام بسه

خدافظ

آقای ابوالخیر میگه که

حال دنیارا بپرسیدم من از فرزانه ای

گفت یا خواب است یا باد است یا افسانه ای

گفتمش احوال دنیا را بگو تا چیست عمر

گفت یا برقیست یا شمعیست یا پروانه ای

گفتمش اینها که میبینی چرا دل بسته اند

گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه ای...

🖤

خدارو شکر بازم تو اینقد تیز و باهوش بودی که همه چیو کامل فهمیدی و پی بردی به همه چیز بعد یه عده آدم حلال زاده و پاک و صادقم پیدا شدن راجه ب من و خانوادم همه حقایق رو گفتن بعد شماهم که قاضی القضات واسم حکم صادر کردی اجراش کردی

دمه همتون گرم قطعن خدا یه روزی بین همه مون قضاوت میکنه سخت منتظر اون لحظه ام....

ببین جواد بشین قشنگ فک کن و مقایسه کن ببین چی بودیم و چی شدیم ببین کی کی رو به این روز انداخت دو طرفه قضاوت کن

من بیتا رادمهر یه دختر دبیرستانی که حتی یه دونه دوست پسر هم نداشتم تو اون سن همه چی و همه کسم تو شدی تویی که حتی از نزدیک هم ندیده بودمت اما وقتی دیر جوابمو میدادی میخواستم خودمو جر بدم هر کار میکردم با تویی که تو خیالم کنارم بودی میکردم تو قبلا عاشق بودی قبلا عاشقی کرده بودی این حسا رو تجربه کرده بودی با دختر عموت زهرا خودت بهم گفتی

بعدش که اون دختره پاپتی فاطی اون چرت و پرتا رو گفت خودمم پشت خط بودم و تو نتونستی جوابشو بدی چون همه اون کارایی که گفته بود و انجام داده بودی

اون تایم کسی که خدام بود و همه کار براش میکردم اینجور بهم خیانت کرده بود اینجور منو پیش یه دختر که حتی از استان خودش پاشو اون طرف تر نذاشته بود خورد کرده بود تو این دخترو به من ترجیح داده بودی از نظر من دیگه احترام و عشق پاک قبلی بی فایده و پوچ بود

همیشه خودتو سرزنش کن بگو بیتا بخاطر عشقی که به من داشت و من لیاقتشو نداشتم به این روز افتاد چون اگه تو خودتو از چشمم نمینداختی و هول بازی درنمیاوردی هیچ جنس مذکری تو زندگی من نمیومد و منو اینجور داغون نمیکرد فقط تو بودی و بس

هر کثافت کاری که کردم از رو عقده هایی که تو دبیرستان از تو داشتم کردم میدونستم اشتباه میدونستم در شان من و خونوادم نیست اما وقتی یادم میفتاد چه بلایی سر عشق پاکم آوردی دلم خنک میشد از اینکه به خودم آسیب بزنم دلم خنک میشد تو 31 سالت شده من داره 27 سالم میشه اینو بدون شاید از لحاظ مالی تو رفاه باشم اما مطمئن باش از توی31 ساله خیلی پیر تر و بدبخت ترم تو اگه یکی مثه من کنارت باشه شاید بلند شی و خوشبخت شی اما من دیگه حتی اگه یکی مثه تو کنارم باشه دیگه نمیتونم بلند شم و خوشبخت شم چون خودم نمیخوام.... 😊😊😊😊

آره عزیز دلم ده سال از اون لج و لجبازی گذشت تهش من کم آوردم بدم کم آوردم.

جووووووووووون بابا ده سال یه عمره ها😍😍😍😍

😐

چیزی به ذهنم نمیرسه دیگه امیدوارم حالت هرچه زودتر خوبه خوب بشه خودت میدونی چقدر خاطرت برام عزیز🌹🌹🌹🌹

راستی میدونستی سیزدهم این شهریور که بیاد ده سال آشناییمون کامل میشه میریم تو یازده سال

ده ساله شب و روزم شدی تو

دوستم الی که ایران نیست کلا رفته اونور موسیقی و دوییدن و کتابم واسه دخترای بی دغدغه دبیرستانیه نه من 26ساله

یا بنظرم بهتر نیست واسه شروع موزیک گوش دادنو کلن بذار کنار، دوستت الناز و هرکسی که شبیهشه رو هم کلن بذار کنار و باهاشون قطع رابطه کن چون هرچی اون گذاشته شما برداشتی

مگه روزمرگیای خودت چیش بود مطالعه میکردی رمان میخوندی کلی کلاسای ورزشی میرفتی کلاس موسیقی میرفتی...

😡

دست به موهاتو ظاهرت بزن تا بیام تهران خفت کنم واسه تعییر چرا صبح زود پانشی یه نیم ساعت بدویی؟؟؟ یا مثلن چرا نری کوهنوردی؟؟؟؟؟

به سیگار عادت کردم و بخوام این عادت و ترکش کنم خیلی تایم میبره اما خب دلم میخواد یه تغییری تو زندگیم بدم شاید اول از ظاهرم شروع کنم و موهامو بزنم بعدش برم پرسینگ بزنم بعدش خدا عالم............

چرت و پرت میگما

دلم نمیخواد فعلا

تو یه تایم زندگی هستم که هیچی خوشحالم نمیکنه

هیچوقت دوست نداشتم اینجوری ببینمت همیشه ته دلم میگفتم خوبه اگه تهش منو گریوند خودش خندید خوبه که تو جهنم من پا نذاشت و تو رفاه موند همیشه ته قلبم دعا کردم تو خوشبخت بشی و بخندی از ته دلت و خدا بهت سلامتی بده. بهم قول داده بودی همیشه مواظب خودت باشی یادته...

اگه بگم واسه خودت یه حیوون خونگی بگیر بهم نمیخندی!!!! مثلن سگی قناریی چیزی یا چندتا گلدون نگه دار تو اتاقت اینا خیلی تاثیر داره بیتا

ولی مرگ من منو کفن کنی بادستات دیگه سیگار نکش هیچی نکش خواهش میکنم

این روزا رو کلا با روحیه سخت و بی حوصلگی دارم سر میکنم حتی حوصله خودمم ندارم در کل روز پنج کلمه با بقیه حرف نمیزنم همش تو اتاق و هدفون تو گوشمه خسته شدم از مزخرف بودن همه چی

دیگه چیزی خوشحالم نمیکنه

تهرانم اما خب فعلا کار نمیکنم حال روحیم اوکی نیست

سیگارم فعلا دارمش

از خودت بگو کجایی اینوری اونوری حالت چطوره چه میکنی سیگارو گذاشتی کنار

مرسی اما هرکس سرنوشتی داره قسمت ماهم این بوده دیگه😊

سلام عزیزترینم

واقعن اینقد شوکه شدم از اومدنت وبلاگ ک نمیدونم از خوشحالی بغلت کنم یا بخاطر حرف آخرت گله مند باشم یا برم نوشته هامو پاک کنم دلم نمیخاست وقتی زنده ام بخونیشون یک ساعته داره خون خونمو میخوره ک از استرس چی بنویسم. بخاطر حرفایی هم که نمیتونی فراموش کنی نمیدونم چی بگم چون محل ما فقط یه دروغگو داره اونم منم همه عشقم همه دوست داشتنم همه حرفام همه کارام همه و همه دروغن جز من همه اینجا اولاد پیامبرن.

راستی گفتم اولاد یادته واسه اینکه مادر پدربزرگم عرب بوده چقد توسرم زدی رفتم تحقیق کردم رسیدم به کلمه(شول) در اصل ما قوم شول هستیم البته که تمام اقوام محترمن.

وای از ساعت نه شب قفلی زدم رو آهنگ دلواپس از امیرحسین زاده و اهنگ عروس قصه از چاووشی.

وای بیتا یه سگ دارم دختره اینقد لوسه اخلاقش کپی خودمه فقط کافیه سرش داد بزنم بگم گمشو قهر میکنه اینقد رو این کلمه حساسه که نگو...

منم این روزا فراموش کار شدم ولی تنها چیزی ک یادم نمیره تو وتمام خاطراتته همه دنیام شده تمام چیزای شده که حتی یبارم تو عمرم ندیدمشون حتی خودتم دیگ یادت نمیاد تو قورقوری نباتی اون گوی شیشه ای و موسیقیش ایوب عرفان اون پسره خسروی، میلاد، ارسلان، مهرداد، پری امیر حسام نمیدونم شاید دارم دیوونه میشم و داری از دستم راحت میشی.

ولی طاقت تنها چیزیو که ندارم دیدن اشکاته شکلک گریه گذاشتی قلبم گرفت دختر بهار تولدت پیشاپیش مبارک اردیبهشتی خاص عیدت مبارک عزیزدلم. حیفه چشمای چون تویی واسه چون منی خیس بشه تو حیفی که گریه کنی و سیگار بکشی خدا همه عمرو لحضه هامو بگیره بده بهت فرشته آرزوهای محالم خیلی دوستت دارم و دلم برات یذره شده قسمتم اینه که دوراز تو و در فراقت ندیده باشمتو بمیرم من باورش کردم. مواظب خودت باش عمرم تاج سرم.

سرشب خوابیده بودم و تو خوابم اومده بودی یهو یادم افتاد ما وبلاگ داشتیم سریع اومدم سر گوشیمو خدا خدا میکردم عوضش نکرده بودی و یادم نرفته باشه آدرسو آخه این روزا خیلی چیزا رو فراموش کردم نه خودم بخواما کلا فراموشم میشه🥺اما نتونستم حرفای فاطی گدا رو فراموش کنم نتونستم حرفای اطرافیانتو فراموش کنم نتونستم خیانتتو فراموش کنم

عشق من عزیز من روزای بهترین من یادگار جوونیای من نتونستم بعد تو عاشقی کنم نتونستم بعد تو نگران کسی دیگه شم نتونستم بعد تو به کسی دیگه بگم مراقب خودت باش😭😭😭😭

جواد