دلنوشته.

آدما خیلی وقتا نیازشون فقط یه دوستت دارم سادس یه لبخند یه مهربونی یه دلگرمی برا ادامه دادن یا شایدم مهم بودن یوقتاییم کم کم بی رنگ میشی ذره ذره از بین میری و ناپدید میشی کاش میدونستیم این کلمه دوستت دارم چه انرژی و توانی داره. نبودنش چقدر میتونه کشنده باشه...

دلنوشته.

فکرشو بکن خوابشو ببینی تو خواب اینقد مظلومو ساکت و مودب باشه که دهنت حتی تو خواب باز بمونه😂😂😂😂

بعضی خوابا اینقد شیرینن کاش هیچوقت بیدار نمیشدیم و همیشه ادامه داشت...

دلنوشته.

ادامه نوشته

دلنوشته.

پاییز را دوست دارم

برای وقت‌هایی که کنارت هستم و دلتنگت میشوم…!

همان وقت‌ها

که بی اختیار خودم را در آغوشت جای میدهم

دستانت را دورِ بودنم حلقه میکنی

قربان صدقه‌ی احساساتم میروی

و من زیرکانه

سرما را بهانه میکنم تا مبادا بفهمی که

دوست داشتنت چه بر سرم آورده!

دلنوشته...

دلنوشته..

نمیدونم چرا ولی امشب دلم گرفته بود دلم میخاست سرمو بذارم رو پات به یه گوشه خیره شم بینمون سکوت باشه و سکوت از این شبای تنهایی زیاد داشتم شبای دلگیر یه دل پراز بغض یه جاده بی پایان سرمای زمستون پای پیاده تنهای تنها هندزفریامو بزنم گوشمو فقط پاشایی بخونه...

دلنوشته.

یوقتاییم هست کنارته تو بغلته دستاتو گرفته ولی دلت براش تنگه از بودنش سیر نمیشی از دوست داشتنش از چشماش از حرفاش کاش زمان متوقف بشه و تا ابد رو تکرار همین صحنه باشه. 💐💐💐

دلنوشته.

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد،

اگر به حجله آشنایی

در حوالی خیابان خاطره برخوردی

و عده‌ای به تو گفتند

کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد

تو حرفشان را باور نکن

تمام این سال‌ها کنار من بودی

کنار دلتنگی دفاترم

در گلدان چینی اتاقم

در دلم…

تو با من نبودی و من با تو بودم

مگر نه که با هم بودن همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟

من هم هر شب

شعرهای نو سروده باران و بوسه را برای تو خواندم

هر شب، شب بخیری به تو گفتم

و جواب تو را از آنسوی سکوت خواب هایم شنیدم …

دلنوشته💙.

وسط دعوا و بحث‌تان به نبودنش فکر کنید!

به آنکه چه کسی قرار است شب‌ها شب خیرش با بقیه فرق کند

چشم‌های چه کسی محوتان خواهد شد

اگر نباشد گوش‌های چه کسی همدم لحظه‌های سختتان می‌شود

به نبودنش فکر کنید و به روز‌هایی که نیست، دلهره که غالبتان شد

داشتنش را سفت بچسبید

که دیگر تکرار نخواهد نشد

آره دیگه دیگه💙💙💙 یعنی الان صبح تا شب با مامانت خونه ای همش اذییت میشی که

اوه😍

مادرت نمیدونه تو تموم زندگی منی.

متاسفانه مامانم مثه کوالاچسبیده بهم نمیذاره با دوستام تا شمالم برم🫤

میخام زیباترین دختر دنیا رو از نزدیک ببینم💙💙💙💙

پس میخوای رویا رو به واقعیت تبدیل کنی🤣🤣🤣

کاش این چن روزه که اینجایی یه تایمی رو برنامه بریزی یه بیرونی سفری چیزی باهم بریم ببینیم همو

البته که رویاتم قشنگه تو حتی نامهربونیاتم قشنگه

بنظر من رویاشم قشنگه

کاش خوابت به واقعیت تبدیل میشد این همه حسرت این همه دوری

آرزوی گرفتن دستات قدم زدن باهات نگاه کردن تو چشمات همیشه تو دلمه.

وای جواد خواب دیدم زنت شدم داشتیم با هم زندگی میکردیم🥹اینقدر جالب و خوب بودخوابمو دوست دارم

کاش از اون خوابا باشه که ادامشو میبینی

همش تو خواب داشتی بوسم میکردی و میمالوندی منو کثافت بوشور🤣🤣🤣🤣🤣

بعدش حیغ جیغ میکردم رو نازو عشوه

منو یهو کول گرفتی🥺🥺🥺

جان دلم چقد ناز گفتی باشه باشه گفتنت تو حلقم

باشه♥

یکم بیشتر مواظبم باش...

🫣

از من به دل نگیر اینا عقده یکسال دل تنگیه چشم به راهیه منم دلم محبت میخاد بودنتو میخاد بغل کردن میخاد حرف زدن میخاد ناز کردناتو میخاد من از تمام بچه دبیرستانیا بچه ترم. وقتی یکی باشه که همیشه چشم به راهش باشی تموم کاراش برات شیرین باشه حرفاش مرحم باشه بودنش یه کوه انرژی و قوت باشه هرکاری کنه بتونی ببخشیش هستا ولی دلت براش تنگ باشه یعنی قافیه رو بد باختی یار.

اینقد عزیزی که بگی تو دلم میشکنه لبخند بزنی قلبم شارژه شارژه.

😐

واقعا موندم چرا اینقدر روستایی بودنتو میکوبی تو سر خودت

چه ربطی داره اصلا

من بخاطر اشعه گوشی زیاد تو اینترنت نمیچرخم ممکنه تو روز کلا ده دقیقه اینترنتم فعال باشه

این داستان راستانا چیه واسه خودت سرهم میکنی😕

دختر و پسر دبیرستانی نیستیم که لج و لجبازی کنیم🫤

دلنوشته.

بعضی روزا هستن ذاتا تلخن شاید خدا عشقش میکشه اون روزو هرسال تلخی یکم مزه کنیم تقریبا ده سال پیش بود نهم مرداد ساعت ده یازده اینا از خواب که بیدار شدم فرز گوشیمو نگاه کردم طبق عادت دیدم مسیج اومده ساعت نه و پنجاه و سه دقیقه صبح آره خودش بود ازم خدافظی کرده بود هرچی زنگ زدم میگفت دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد دستم جایی بند نبود نه آدرسی نه ایمیلی نه تلفنی محکوم بودم به صبر به دعا به تنهایی.

میدونی سخته ها ولی عادی میشه دردش قلبت بزرگتر میشه اینقد با خدا حرف میزنی راجع بهش که آروم میشی.

روزی که گذشت یکم تلخ بود سلامم جواب نداشت حس کردم سلامم بین یه عالمه سلامای رنگی رنگی مامان و بابات دوستات و اقوام گم شده سلامم شاید سیاه سفید بوده شایدم کهنه یا شایدم روستایی ولی از ته دلم بود با یه عالمه محبت و دوست داشتن یا شایدم روش نشده خودشو بهت نشون بده قل خورده رفته یه گوشه ای قایم شده برا خودش. طفلی سلام ساده من....

دیگه غروری ندارم که بگم به غرورم برخورد چون از یه جایی از زندگی دیگه من تموم شدم. شدم تو و تویی که داری درون من ادامه داده میشی....

سلام صبحت بخیر نفس چه خبر حالت چطوره کجایی

نمیزنم پشیمون شدم چون اگه برای من بود بدون پسورد میذاشتی

13701370اینجوری مثلا. سال تولد خودتو اینجوری دوبار بزن نازنینم

نبود که