دلنوشته.
نمیگم حسودم یا بخیلم یا چشم دیدن خوشی مردم رو ندارم ولی کاش مردمم یذره مراعات میکردن کاش لااقل یذره آروم تر دست عشقشون رو میگرفتن یذره کمتر این پستای عاشقانه رو میذاشتن آدم دلش میگیره اشکش در میاد شاید یکی همین نزدیکیا عشقش مریض باشه دلتنگ عشقش باشه دلش پر میکشه واسه نگاه کردن تو چشاش دست کشیدن تو موهاش و خدا خدا میکنه خدا جون خودشو بگیره ولی جون عشقشو نه. یه اینستایی میری یه واتساپی میری فقط دلت تنگ تر میشه همین...
کاش منم...
میدونی یه کاش دیگه به همه ای کاش های قلبم اضافه شد یه حسرت دیگه یه آرزوی دیگه من قویم من کم نمیارم من میجنگم من بد نمیشم من تلاش کردن رو خوب بلدم ولی چی میشد خدا یبارم دل منو از ته قلبم شاد میکردی بجای اینکه حالمو بگیری.
+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 10:55 توسط من
|